"دوست دارم صدات کنم ، تو هم منو نگاه کنی ، من تو رو  نگات کنم ، تو هم منو صدا کنی"


 

مهمان امام رضا (ع) عازم مشهد شد چون این مهمان کوچک در نامه ای به امام رضا (ع) به زبان کودکانه و خالصانه گفته بود :

"دوست دارم صدات کنم ، تو هم منو نگاه کنی ، من تو رو  نگات کنم ، تو هم منو صدا کنی"

 

همه چیز از یک نامه رقم خورد ، یک نامه با عبارت و جملاتی خیلی ساده و صمیمی به امام رضا (ع)، صداقت این واژه ها همه را میخکوب میکند مثل این جمله : پدرم گفت بنویس اول امام رضا (ع) ما را به مشهد دعوت کند....

ارتفاعات پر پیچ و خم شهرستان تالش مدرسه ای با 2 دانش آموز ،  که به نظر میرسد کوچکترین مدرسه در ایران باشد . آزیتا و و زاهد تنها دانش آموزان مدرسه صداقت هستند که در ییلاق چوازیه در پایه اول و پنجم دبستان درس می خوانند .

آزیتای 10 ساله که دانش آموز پنجم دبستان این مدرسه است هر روز 30 دقیقه پیاده روی میکند تا به مدرسه برسد . امیر پورجوزی معلم عاشق و مهربان این مدرسه با 4 سال سابقه کار و داشتن مدرک کارشناسی ارشد علوم تربیتی هر هفته مسیر کوهستانی 35 کیلومتری تالش تا روستا را با موتور طی کند.

زمانی آوازه این مدرسه کوچک در رسانه ها پیچید که جشنواره نامه ای به امام رضا (ع) به میزبانی استان مازندران برگزار میشد . دبیر این جشنواره با پیگیری موضوع از مسئولان آموزش و پرورش تالش خواست که آزیتا و زاهد هم بتوانند به ساحت مقدس امام هشتم نام بنویسند.

تردیدی نبود که دل نوشته های دانش آموزان این مدرسه با وجود شرایط خاص آن با دیگر نامه های ارسالی متفاوت باشد. بالاخره با فراز و نشیب های فراوان نامه این دانش آموزان به جشنواره رسید و خوانده شد:

آزیتا در نامه خود نوشته بود:

به نام خدای بخشنده مهربان

ای خدای مهربان یا امام هشتم حضرت امام رضا (ع) به من هوش و حافظه بده تا درس هایم را خوب بخوانم قبول شوم و به کلاس بالاتر بروم. یا ضامن آهو مرا یاری کن تا با آرزوهایم برسم . به دانشگاه بروم و دکتر بشوم بعد مریضی مادرم را که نمی تواند خوب حرف بزند درمان کنم و به مشهد بیاورم . ای خدای بزرگ ، یا امام رضا (ع) پدر و مادر عزیز و دلسوزم را شفا بده به ما پول بده تا ما هم زندگی خوبی داشته باشیم .

اسم پدر من رضا حق پرست است و خیلی دوست دارد که ما را به مشهد ببرد ولی گوسفندها و گاوهای مان را از ترس گرگ ها نمی توانیم تنها بگذاریم چون که خانه ما همسایه نزدیک ندارد و باید عموهایم از اسالم بیایند و در خانه بمانند.

یا ضامن آهو از آموزگار فداکار و دلسوزم بسیار سپاسگذارم که به من خواندن و نوشتن را یاد داده است . به آقای امیر پور جوزی سلامتی بده و پشت و پناهش باش تا در روستای بسیار کوچک و محروم ما به نام ییلاق چوزایه که 2 نفر دانش آموز دارد بتواند به ما علم یاد بدهد.

 وقتی اقای معلم به ما گفت که برای شما نامه بنویسم من خیلی خوشحال شدم و به پدرم گفتم که به امام رضا (ع) چه بنویسم و او گفت بنویس که اول ما را به مشهد دعوت کند بعد هم گوسفندها و گاوهای ما را زیاد کند تا بتوانیم با پولش خوب زندگی کنیم . یا امام رضا (ع) من شما را خیلی دوست دارم چون شما یاور بیچاره ها هستی و درد همه مریض ها را دوا میکنی .

در پایان از خدای بزرگ می خواهم که به پدر و مادر و خواهرانم و آقای پورجوزی و همه ایرانی ها سلامتی و تندرستی بده تا بتوانیم بنده های خوبی برای او باشیم. دوست دارم صدات کنم ، تو هم منو نگاه کنی ، من تو رو ر نگات کنم ، تو هم منو صدا کنی

آزیتا حق پرست

دانش آموز کلاس پنجم دبستان صداقت چوازیه

شهرستان تالش استان گیلان.

 

این نامه پر مهر و پر عاطفه پس از بازگشایی مورد توجه مطبوعات خراسان قرار گرفت و به چاپ رسید . بعد چاپ این مطلب مدیر عامل جمعیت هلال احمر خراسان تحت تاثیر نامه قرار گرفت و طی تماسی با مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان گیلان زمینه مسافرت خانواده آزیتا به همراه معلم وی را فراهم نمودند و امروز ما شاهد این هستیم که 6 نفر اعضاء خانواده آزیتا و 4 نفر اعضاء خانواده معلم مدرسه صداق ساعت 14 امروز شنبه 31 خرداد 93 عازم مشهد مقدس هستند تا به پابوسی امام هشتم امام مهربانی ها برسند .  

یا امام رضا (ع) تو را به پاکی دل کوچک این کودک قسم یار و یاور آرزومندان و دوستدارانت باش و همه بیماران به خصوص مادر مریض آزیتا را شفا بده ، یا ضامن آهو.

ورود کاربران

آمار بازدید سایت

1801369
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
159
2537
2696
1777287
48138
62184
1801369
آی‌پی شما: 54.80.209.254
امروز: دوشنبه، 01 آبان 1396 - ساعت: 00:08:42
JoomShaper